25- کرو بوس بُ-کن ازم!

حرفهای فلسفی را بی‏‏‏خیال! برای کوله‏بار من زیاد سنگینند.. حرفهای عاشقانه‏را هستم اما! هرچه عاشقانه‏تر گویم، سبک‏بال‏تر می‏شوم.. حرفهای عاشقانه‏را هستم.. نزدیک بیا، عاشقانه‏هایم سرریـــــــــزند...

فرق نمی‏کنه تو کدوم جاده پا بذارم.. "تمام راه‏ها به تو ختم می‏شوند"..

::

هیچ‏چیز بیشتر از صحبت ِ ازدواج به مامان هما روحیه نمی‏ده.. هیچ‏چیز هم بیشتر از صحبت درمورد خواستگارهای مردودی ِ خاله‏ها مایه‏ی عذابش نیست!

"مادر! انقد سخت نگیر، مث این خاله‏هات می‏شیا! خواستگار میومد واسش، چه قیــــافه‏ای می‏گرفت واسه یارو، نمی‏شد نیگاش کرد.. همین گیتی خانوم! می‏خواس واسه پسرش.. حالا پسره طاس بود! خب باشه.. طاس بوده، دزد که نبوده! حالا قدش هم کوتوله بود یه‏کم! خب چه عیب داره! نه حالا خودش خیلی بلنده.. می‏گه وانت داره! خب داداش خودت هم وانت داشت! عیب داره؟"
گوش‏هاش سنگینه! سنگینه و نمی‏شه خرخره‏ت و پاره کنی و بگی وانت داشتنش اشکال نداشت! اما پشت ِ وانت دوتا بچه قدو نیم قد هم که داشت!
مامان هماس دیگه! هیچی بیشتر از صحبت ِ ازدواج بهش روحیه نمی‏ده!

::

روزنامه:
  • خطاب به کروکودیل: می‏گم بوس بکن ازم..
  • کروکودیل ِ خسته: اسمم سوسنه! نه اعظم!
  • توضیح ِ صحنه: کروکودیل ِ خسته با موهای سبدی درحا....

اقا کات! کات! این چه افتضاحیه؟! جمعش کن آقا! جمع کن!

::

پ-ن: پروفایل هرچی هم زور بزنه، باز جای سیصدوشصت و نمی‏گیره! یکی این و به جی‏راسل! بگه!

بازهم پ-ن: هیچکاک دار فانی و وداع گفت.

::

پایان نامه:

امروز کروکودیل عجب شنایی کرده بود!

  • پیشنهاد: آدامس با طعم کروکودیل ِ موشولینا اینا
  • قیمت: به میزان بلیط کنسرت ساسی مانکن.. بروبچز اگه خواستن علی پیشتاز!
  • دستور مصرف: قبلن تفاوت گوشواره و دخترخاله را به کروکودیل توضیح دهید.


40 کروکامنت:

فـــرناز گفت...

:)))


مامان من همه خواستگارا رو تائید می کنه
کوتاه باشن
کچل باشن
لاغر باشن
زشت باشن

مامان منه دیگه ، همه چی رو تائید می کنه

فـــرناز گفت...

موافقم پروفایل هرچی زحمت بکشه جای 360 رو نمیگیره خب بیاید فیس بوک :D

ناشناس در حاليكه در نوستالژي ِ 360 غوطه ميخورد گفت: گفت...

اين جمله:
”هیچ‏چیز بیشتر از صحبت ِ ازدواج به مامان هما روحیه نمی‏ده.. ”
كاملن ... كاملن ... خود ِ خود ِ 360 ِ!!!!!

:(

میثم الله‌داد گفت...

بابا نزدیک بیآد که نباید حرف بزنی دیگه. حرف برای راه دوره.

رضا شاگرد سربزیر کلاس گفت...

من نمی خونم خانوم
بدآموزی داره واسم

مصطفی گفت...

بوسو چه‏جوری می‏کنن از آدم؟

سوگلی شاگرد با حجب و حیای کلاس گفت...

خانومم منم نمی خونم

خیلی بی تربیتی نوشتی

مهرداد امین گفت...

تو هم برای خودت جلب مخفی هستی ها!!.آره یه کمی تغییرش دادم اما هنوز به دل خودم نمی چسبه.شما دست ياری بده بگو با کجاهاش مشکل داری شايد افاقه کرد

سردبیر مقیم در شماره 22 درحال لبخند تا بناگوش گفت...

سال پر روحیه ای رو برای والده گرامی شما آرزومندیم !

سردبیر مقیم در شماره 22 درحال لبخند تا بناگوش گفت...

سال پر روحیه ای رو برای والده محترمه آرزومندیم !

سارا گفت...

عزیزم این کار همه ی مامان هاست.... مهم اینکه خواستگار حالا گیر دادن این وسط چه معنا داره بگو بله و برو خونه بخت دیگه

( آیکون یه مادر در حال نصیحت کردن... راستی آخرشم میگن مگه بابای خودت از اول چی داشت :) )

علی گفت...

تو این روزهای آخر سال با این بارونهایی که میاد و این هوای لعنتی که یاد آدم میاره خیلی چیزها و خیلی روزها رو باید هم عاشقانه نوشت.

عالیه گفت...

ولی هیچی جای بازی های فیس بوک رو نمی گیره! منم خیلی وقته نتونستم یه حالی به فیس بوک و بازی هام بدم، اعصاب مصابم به هم ریخته:دی (الکی)
منظور از هیچکاک که است آیا؟ هیچکاک خودمون که 1980 مرده!!

BānØØЎê ĢĦām گفت...

اين روزها همه عاشق مي شوند و همه دلتنگند انگار!! و از فلسفه و سياست بيزار
و از ميان همه ي اين راه هاي ختم به "او" من كدام را برگزيده ام!!؟ راه ِ بي پايان را!
*
اوه اوه
تاس و كوتوله و خپل و وانت سوار و كر و ( لال نبوده احيانا:دي)... چه اُكازيون بوده طرف!! زن گرفت يا نه ؟ وينك:دي
*

*

رضا شاگرد کیو دوست کلاس گفت...

چرا از کیو هیچی ننوشتی؟

سوگلی شاگرد کیو دوست کلاس گفت...

چرا از کیو هیچی ننوشتی ؟

مـیلاد گفت...

عزاس عزاس امروز
روز ِ عزاس امروز
خانم حدیث علیمدد
صاحب عزاس امروز

حالا از اول:

عزاس عزاس امروز
روز ِ عزاس امروز
خانم حدیث علیمدد
صاحب عزاس امروز


دوباره:

عزاس عزاس امروز
روز ِ عزاس امروز
خانم حدیث علیمدد
صاحب عزاس امروز

رالي گفت...

وانتش چي بوده حالا؟

کرو گفت...

در راستای اعتراضات مکرر، زین پس ما نیز پاسخگوی بازدیدکنندگان عزیز هستیم!

فرناز جون!
مامان باباها یه طرف، مادربزرگ هارو بچسب!!

می بینی ناشناس!
داغ این سیصدو شصت و همونطور که تو داغ معرفی خودت و به دل ما گذاشتی، یاهو به دلمون گذاشت!

میثم خان!
مام داریم از راه دور حرف می زنیم، درخواست واسه نزدیک اومدن هم همینه دیگه! که از حرف به عمل برسیم!

آره رضاجون، پسرم!
تو برو به کار تبلیغات برس.

جناب مصطفی!
بوس و با گذاشتن لب روی لپ می کنن!

سوگلی عزیزم!
صدبار بت گفتم از رو دست رضا نیگا نکن!

مهرداد امین خان!
راستش من قبلی بیشتر به دلم نشسته بود، چندبار خوندمش.. تغییراتت مفید نبودند!

سردبیرجان!
سال پردامادی و واسش آرزو کن ;)

ساراجون!
مامان ما که همیشه می گه شما خودتون و بکشین! عین باباتون گیر نمیاد! شوهر کنین برید!
تازشم مامان هما، مامان بزرگمه.

آره علی!
بدمسسب هوا این روزها دونفره س!

عالیه ژون!
من که هیچ با این فیس بوک حال نمی کنم! ماهی یه بار به زور سر می زنم بهش
هیچکاک لاک پشتم بود :(

بانوی غم خانوم جان!
مثکه یه دختر هلویی هم گرفته!

رضا پسرم!
کیو این روزها کار خاصی نمی کند، جز تپ تپ کردن های بی مورد و رژیم غذایی سفت و سخت!

سوگلی دخترم!
برو گوشه کلاس واسسا! حرف گوش نمی دی تو!

هی میلاد کلاد!
واسه مراسم خاکسپاری هیچکاک خواستی بیایی، بگو کارت دعوت بفرستم!

رالی جان!
از این وانت آبی مزداها! گل قرمز با عروسک موبلند از آینه ش اویزونه!

::

پ-ن: عجب کار پدردراریه این جواب کامنت دادنها!

مـیلاد گفت...

اگه دقت کرده باشی از همون موقع من خودم تعطیل کردم جواب دادن به کامنتا رو
دو نقطه دی

میثم الله‌داد گفت...

نقل قول:

پ-ن: عجب کار پدردراریه این جواب کامنت دادنها!


ایول. بکش تا ببینی چه می‌کشیم.

شهرام بیطار گفت...

سلام . آره راست میگی جای 360 رو نمیده هیچ چیزی
در مورد مامان ها و بحث ازدواج هم که نگو
تازه جالبیش اینه که وقتی پسر باشی و به 30 نزدیک بشی سراغ تو هم میان . فکر نکن که فقط برای دختر ها هستش . مواظب خودت باش




با درود و سپاس فراوان : شهرام

اردیبهشتی ته نشین شده گفت...

دخترم این اول راهه.بعد که دم به تله دادی مراحل بعدی آغاز میشه.مثل بچه.

بعدش اگه تو فامیل یه خاله خانوم مسن داشته باشید(مامان هما شما اینجا میتونه تو نقش خاله خانوم ما واسه) و به مامانتون سفارش کنه وقتی میری آخر دنیا دیدن دخترت مجبورش کن تا هستی یه بچه بیاره اونوقت چی کار میکنی؟مامان من احیانا باید در رو رو ما قفل میکرد تا این امر خیر بشه.ولی چون در های خونه من قفل نداره این کار خدا پسندانه با شکست مواجه شد.

تسلیت بابت هیچکاک.

داریوش در حالی که مواظب زمین نخوره گفت...

بوی پلوی عروسی میاد.
جالب اینجاس که جدیدا مامانا همه جور عروسی رو هم اکسپت میکنن.
.
ما را در غم از دست دادن هیچکاک شریک بدانید.
از طرف اهالی سابق 360
.
حالا سوزن و سوسن و سوزن و موزن
هر چی باشه، سوسن باشه
سوسن خانوم به دونه باشه
کفشای سفید پاشه

رالي گفت...

آخر كشتيش؟؟؟
::
::
شوما جواب كامنتاتونم پ.ن داره؟؟؟

مصطفی موسوی گفت...

تاس و كوتوله و خپل و وانت سوار

احتمالا با خانمها هم دست نمیداده، یا اگه میخواسته دست بده آستینشو میداده رو دستش

فیلسوف13 گفت...

سلام
خیلی جالب مینویسی، متفاوت، دلنشین.
چند روز پیش، درست سر ظهر تو پارکینگ دانشکده (به صورت غیرمستقیم میخواستم بگم: 1- من دانشجو هستم، وای چه افتخاری! 2-هیچ فرد مذکری تا شعاع پونصد متری رویت نمیشد چون همه بدو رفته بودن سلف یا تریا!) یک دختر رو دیدم که داشت سعی میکرد یک پی‌کی سفید قدیمی رو که روشن نمیشد هل بده، بدون حتی یک ثانیه وقفه یاد تو و کیو افتادم، نمیدونی با چه بدبختی با دختره تونستیم هلش بدیم بندازیمش تو سرپایینی تا روشن شد. خلاصه اگه خواستی هل بدی ما هستیم ها!
ضمنا عاشقانه رو بیخیال، "او" رو بیخیال، خواستگارو بیخیال، بوس رو بیخیال، اصلا کل دنیا رو بخوایم بیخیال بشیم کی رو باید ببینیم؟

یاسمن اکبرپور گفت...

نه باید می گفنی : اسم کروئه نه اعظم !

:D

हाजी Firooz گفت...

भगवान ऊपर उठाया ईद मुबारक की छाया में सब

sarekoocheh گفت...

هیچ کجا 360 نمیشه حالا هی بگن وبلاگ مبلاگ جاشو میگیره فیسبوک خیلی باحاله همش بخاطر اینکه اینا درک درستی از 360 نداشتن

Parsa گفت...

تسلیت عرض می کنم مرگ هیچکاک عزیز رو :( واقعا غم انگیزه که دیگه در مورد رفتارهای روزانه ش چیزی اینجا نوشته نمی شه...

نیل گفت...

اِ..! من هیچکاک رو ندیده عاشقش بودم هدیس..متاسفم
):

ح.ف. گفت...

ممنون از توضيحات تكميلي در پاسخ به كامنت ها، طريقه مصرف بوس بسيار جالب و آموزنده بود.

عالیه گفت...

خوب دیگه چه چیز جدیدی داری بنویسی ما بخونیم؟؟ (این یعنی بنویس د لامصب!!!!)

ماری گفت...

منم یه مامان هما دارم که خوراکش این بحث هاست!

البته مامان بزرگمه!

:))

ماری گفت...

لینکت کردم کورو جان!

سردبیر مقیم در شماره 22 درحال لبخند تا بناگوش گفت...

کرو....کرو.......؟ نه !!! گمون کنم طرف با وانتش این دختره رو بررررررد ....

ناشناس گفت...

در همین راستا مقام معظم ارمیا دامت افاضاته در پیامی این خبر را تبریک گفتند
متن پیام بدین شرح است
بسم الله الرحمن الرحیم
خبر افتتاح وبلاگ ماکسیمال قلبمان را خشنود کرد و امیدوارم پیرو نام گذاری این سال که همت مضاعف است با کار مضاعف این وبلاگ بتواند در مسیر خدمت و رسیدن به آرمان های خود موفق و پیروز باشد
از خداوند متعال علو درجات این وبلاگ را مسئلت دارم
سید طه حسینی ارمیه
13\1\88
شایان ذکر است مجلس جشن رو نمایی این وبلاگ در روز بیست فروردین ماه در حسینیه امام ارمیا واقع در همان وبلاگ maximal.blogfa.com با حضور مقامات لشگری و کشوری بر گذار خواهد شد:D

پشمالو بده گفت...

سلام کرو
یه لطفی به جامعه بشیرت بکن !
برو بخش تنظیمات >>> بعد نظرات >>> قسممت (نظر از تعیین جا) >>> و گزینه پنجره گشودنی رئ انتخاب کن با تکشر

راستی این تاریخ شمسی رو چجوری گذاشتی خوش اومده

همون بالایی گفت...

به لیست هلو اضافت کردم

ارسال یک نظر