"کاملن ناآرام" خواهر تنی ِ کروکودیله

یه بنده خدایی تصمیم گرفت سرش و شلوغ کنه، قالب گریزی کنه، رفت و یه " کاملن ناآرام" و راه انداخت! خدا خودش ببخشتش..

16 کروکامنت:

میثم الله‌داد گفت...

فاتحه‌ات خونده است. خدا رحمتت کنه.

مصطفی گفت...

مبارکا باشه
به سلامتی

قاصدک گفت...

مباركه

مـیلاد گفت...

فاتحه‌ات خونده است. خدا رحمتت کنه.

مـیلاد گفت...

حال داریااا

بهانه گفت...

جهت شادی روح کروکودیل الفاتح مع الصلوات!

رضا شاگرد فوق العاده کلاس گفت...

آخ جون
کلاس فوق العاده گذاشتین خانوم معلم؟

مهندس پنگول جونی گفت...

تو موفق می شی کرو

سردبیر مقیم در شماره بیست و دو گفت...

میدونستم ..از پست اولش هم خیلی خوشم اومده بود...اسمشم دوس دارم ...احوالاتت بهتره ؟

سحر(نیکولا:دی نه مانو لیتو:دی) گفت...

به کسی نمی گویم این روزها که می گذرند..تف به ذاتشان که بی تو می گذرند.. به کسی نمی گویم..همه می دانند تف به ذات روزهاییست که بی تومی گذرند!؛

واااااااااااااااااااااای

سحر(سرقت مودبانه1) گفت...

آقا من دزدیمش واسه استاتوس فیس بوکم به من چه
!!!!!!!!!!!!!!

مژده گفت...

یعنی چی؟ من نوفهمم. هی میای و هی میری؟مگه مرغی هی جاتو عوض میکنی بچه؟

وحیده گفت...

جاااان؟؟؟ می بینم که فرتو فرت بلاگ می سازی
می تونی می کنی خوب ... خوشبحالت
بریم اون ور ببینیم چه خبره
>
>
خدا رفتگان شما رو هم بیامرز

سیمین گفت...

وقتی تومیآیی همه چیزگم میشود.آپم

داریوش گفت...

چه تصمیم خوبی، مث تصمیم کبری

مصطفی گفت...

من نذاشتم
کلمه تاییدو میگم
ینی می خوام بگم اگه هست خود سر فعال شده
قبلا هم بود؟ آیا؟

ارسال یک نظر