35- در راستای عدم درک احساسات رقیق کرو یا و چنین گفت عشق

هوای خوبیه، نسیم خنکی می‏زنه تو صورتمون و من خودم بغض‏آلود، گوش می‏دم به درددل‏های اون که گریوونه.. حیف این هواس که حال بدمسسبمون خرابش ‏کنه؛
باز از در ننه بزرگی وارد می‏شم: ببین! چشم انتظاری بی‏فایده است.. انتظار جز عقب انداختن برگشتنش، هیچ کار دیگه‏ای نمی‏کنه.. رهاش کن! باید رهاش کنی تا برگرده.. اصن مث همین امام زمان خودمون دیگه! ببین! همه منتظرشن، ظهور نمی‏کنه.. همچین رهاش کنن، خودش میاد!!؛

فک نکنم خیلی کمک به حالش کرده باشم!؛

::

مامان هما چندوقتی نگران حالم بود.. ازاینکه یهو بی‏هوا شروع نمی‏کردم واسش رقصیدن دل نگرون شده بود.. هولاهوپ می‏زنم، حلقه میفته و آهنگی که داره پخش می‏شه انقد شنگوله که باز شروع می‏کنم واسش رقصیدن
ذوق زده می‏خنده و می‏گه: مادر! خواستگار اومده واست؟؟؟

آره! لای حلقه هولاهوپ بود!؛

::

روزنامه:

خطاب به کروکودیل: یکی بهش زنگ بزنه، بگه هنوز تو فکرشم
کروکودیل خسته: اه! باز این توقع بیجا داره، عن خان !
توضیح صحنه: کروکودیل خسته درحال پرداخت قبوض نجومی


::

پ-ن متمم پ-ن پست قبل: در راستای هووووق‏های مکرری که به پ.ن های پست قبلی تعلق گرفت، این مکان بوی ناهنجاری گرفته، لذا از خوانندگان رسمن عذرخواهی به عمل می‏آید

هیچ کدومتون عشق سرتون نمی‏شه! اه.. بی احساسای این

::

پایان نامه:


امروز کروکودیل در آبهای .. در آبهای.. در.. امروز کروکودیل مشخص نکرده تو کدوم آب شنا کرده، شومام خیلی پاپیچش نشو، خوبیت نداره


وسلام

12 کروکامنت:

مهندس پنگول جونی گفت...

چرا نمی گی چه چیزی باعث هووووق های مکرر شد؟
هان؟

عاشقی مفسر دینیت هم که کرده

لوووووووووووول

اردیبهشتی ته نشین شده گفت...

رقص وسط دایره هولاهوپ تِمِ هندی توشه.برمیگرده به همون پ.ن های عاشقونه گمونم.

سحر گفت...

همیشه مثل حالا
همیشه مثل امروز
همیشه مثل هر شب
همیشه مثل هر روز

رضا شاگرد این کلاس گفت...

حداقل این هوووق های مکرر باعث شده این وبلاگ سریعتر آپ شه
هووووووق
این واسه این بود که سریع پست بعدی رو بنویسی. با هوارتا پ.ن عاشقانه

رضا شاگرد...شاگرد....شاگرد....همون اینِ کلاس گفت...

راستی خانوم ما هم چند وقتیه نگران حالتیم!

م. گفت...

چی بگم والا D:

گریونِ درد دل کن گفت...

ینی من عاشششقتتتم

تو این روزا بزرگترین منبع انرژیم تویی
>:*<

واقعن حیف اون هوا

یکی که عشق حالیش میشه گفت...

خدائیش پست قبلیت اینقده هوق نداشت ولی چه کنیم که هوق دونی همه پر شده بود و دنبال بهانه میگشتن و آخر کار قرعه هوق به نام وبلاگ بیچاره تو زدن.
.
راستش ما هم نگرانتیم
چند وقته از اون پستای مو به بدن سیخ کنت خبری نیست
و این یعنی باید نگران کرو بود

Anti tea ware گفت...

میگم شنیده بودم که دنیایه مجازی اینترنت قراره بشه غیر مجازی و چهار بعدی ولی فکر نمیکردم به این زودیا باشه آخه عطر چای چطوری از طریق مسنجر و وبلاگ کلنگ انتشار پیدا کرده اینجاست که معلوم میشه " مشک آن است که ببوید نه آن که عطار بگوید ای چیکن !"
ستون نوشت " عاقبت کوزه گر تو کوزه فتاد "
متم ممش " کوزه گر استعاره از فردی زیاده جوست "

ansherli گفت...

اوه ...
میشه من دوست شما باشم ؟

بانوي شرقي گفت...

خط ممتدیست هستی و روی آن
ما هردو می دویم
سمت یک مسیر
باشتاب، بی امان
بدون خستگی
درنهایت، عاقبت
من به رقص دلم می رسم
تو به زندگی////

وقتی پای مانیتور به دنبال رگه های ناب خواندني ها بودم حس ششم تا میتونست به برق شهری چراغ خونه مجازي ات وصل شد و فول شارژ شد... خيلي زيبا وبكر مينويسي دوست با احساس كرودكوديل ... به تراوش حس باران خورده ي شيشه اي قدم بذار . بازم ميام البته با اجازه شما . ارادت واحترام

http://gettyimages.blogfa.com/

نیم تنه گفت...

یعنی اومدن خواستگار اینقدر خوشحالی داره؟ :دی

ارسال یک نظر