31- و کماکان در نظر اینان عفاف همان چوب در جایی کردن بود...

از هرجا رد می‏شی تصویر یه چهره‏ ی نامشخص محجبه می‏بینی که کنارش در مدح حجاب و عفاف جمله پردازی کرده‏ ن.. خبر نمایشگاه حجاب و عفاف که یه طرف.. مقالات هرروزه در مورد حجاب و عفاف هم یه طرف.. کلن همه ‏چی یه طرف، نقطه چین شعری که تو میدون گلها زدن هم یه طرف!

پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم ... "زلف برباد مده تا ندهی بربادم"

واسه همچین پدر منحرفی کمال تاسف را دارم.

::

رو صندلی دندونپزشکی دراز کشیده‏ م و به خاطرات دکترها گوش می‏دم:

"زنه اومده بود واسه تشخیص، فقط یه دندون نیش داشت! گفتم مادر باید بکشیش این و هم.. زد زیرگریه: اگه اینم بکشم دیگه با چی گوشه چادرم و نگه دارم؟!"

::

قبل از بیرون اومدن از دندونپزشکی می‏رم و تجدید آرایش می‏کنم.. گیره رو از شالم باز می‏کنم و شال و شل می‏کنم.. آخیش!
چادر و تا دم میز حراست شل رو سرم نگه می‏دارم و رسیده، نرسیده برش می‏دارم و شروع می‏کنم به تا کردن.. مسئول حراست وقتی داره نشانه ی عفاف و ازم تحویل می‏گیره با غضب می‏گه:" ازینجا که میری بیرون رژت و بزن."
- خب دارم میرم بیرون دیگه!
- بیروون! بیرون از اینجا!
می خندم:" تو خیابون؟"
با صدایی که از عصبانیت می‏لرزه می‏گه:" بیرون از اینجا، حالا خیابون، بیابون! هرجایی جز اینجا!"
برخلاف همیشه که من از این عفت زورچپونی شاکی و عصبانیم، امروز اونه که از این بی حیایی! و بی عفتی! من خشمگینه!

خدایا! تو چند درجه لبهای رژ زده رو سرخ می‏کنی؟؟

::

روزنامه:

  • خطاب به کروکودیل: موهات و افشون کن، بیا باز من و پریشون کن و برو
  • کروکودیل خسته: اوهوک! که ببرنم جهندم با گیسام آویزونم کنن؟!
  • توضیح صحنه: کروکودیل خسته در حال زدن پوشیه درراستای بالابردن استانداردهای عفاف و حجاب اسلامی

::

پ-ن: عقاید هرشخص به خود وی ارتباط داشته، هرگونه ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر از همین تریبون رد می‏شود.

::

پایان نامه:

امروز کروکودیل در آبهای اجبار شنا کرده بود.

  • پیشنهاد: آدامس با طعم کروکودیل آزادی خواه
  • قیمت: به میزان صدو نود و هشت ضربه شلاق!
  • دستور مصرف: قبلن مخالفین کروکودیل را روشن نمایید!

16 کروکامنت:

رضا گفت...

خدا رو شکر که من چادر ندارم.راحت می تونم اون یه دونه دندونم رو هم بکشم و خلاص!

راحیل گفت...

اه اه یه بار رفتم آرایشگاه این ری ضا اومد کامنت اولیو داد

راحیل گفت...

من کللن هووووووق به اون خانوم حراست

خوب چزوندیش دمت گرم
یه دوتا از اون متلکای مشتیت هم میگفتی بش حال می کردیم

رضا گفت...

میخوام یه مقاله در مورد حجاب و عفاف نویسم توی آدامس با طعم کروکودیل منتشر کنم

کامران گفت...

چند روز پیش با رفیق شفیقم رفته بودم بیرون، اون هم درست سر ظهر(و البته پیاده)، یک دست مشکی پوشیده بودم... نگام کرد و گفت "مگه مرض داری اینطوری بپوشی؟" گفتم "میخواستم یه کم با بانوان مملکتم هم دردی کنم." هر چند که بعدش به غلط کردن افتادم...

یه قضیه ی مضحکی هم چند وقت پیش با همین گشت ارشاد اتفاق افتاده بود که توی این لینک نوشتمش:
http://bighanoun.blogspot.com/2010/07/blog-post_4328.html

اردیبهشتی ته نشین شده گفت...

روانم منهدم میشه این چیزها رو میبینم و میخونم.

زورکی کسی نخواد بره بهشت باس کیو ببینه.یه بار بگن همه دسته جمعی بریم پیشش و خلاص. والاااااا.

سینا گفت...

این چیزیه که همین دیروز در جای دیگه ای نوشته بودم:

بهتر نیست آزادی رو این جور معنا کنیم که هر کی هر جور دلش خواست رفتار و زندگی کنه و دیگران برای زندگی و عقایدش تصمیم نگیرن!؟
یکی دوست داره با حجاب کامل زندگی کنه و بر اساس عقایدش و یکی دیگه هم اتفاقاً بر اساس عقایدی که داره دوست داره وقتی میاد در جامعه هر جور که دلش میخواد باشه.اگه اون عقیده اول محترمه پس این عقیده دوم هم قابل احترام باید باشه وگرنه هر مخالفتی با هر کدومشون میشه زور و اجبار و در مقابل کلمه آزادی قرار میگیره.
و اینکه اگر کشف حجاب رضا خان امری غلط و خلاف انسانیت بود حجاب زورکی هم همین خصوصیات را خواهد داشت.

دان کی شوت گفت...

عجب کروکدیل دلربایی
همیشه فک می کردم کرکدیل حیوان وحست ناکیه اماانگار خیلیم بد نیست!

مصطفا گفت...

موهاتو بذار تو

میلاد گفت...

من با اون بیت شعر خیلی حال کردم. یادم باشه همیشه به دخترم بگم. لووول

دانکی شوت گفت...

پیچیده مال یه دقیقه اشه!

الهام گفت...

جان من فکر کن !!!
ای جــــــــــــــــــان !!! کروکودیل چادر سرش بکنه !!!!
هه !!! هه !!! هه !!!!
نه ، جون من یه لحظه تصور کن !!!!

بعد اونوقت با همین چادر هم می خوای بری تو آب های استوایی شنا کنی ؟؟؟؟ :D

می گم ، مگه دندونپزشکیه هم حراست داشت ؟؟؟؟ آره ؟؟؟

قاصدک گفت...

ادرسدندون پزشكه رو ميدي؟ البته اگه كارش مثل كار خودت(نوشته هاي توپت) خوبه.به من هم يه سري بزي خوشحال ميشم
http://ghasederoozaneabri.blogspot.com/

وحیده گفت...

دلم تنگ شده بود
چه خوب که هستی
*
*
این عمو رضا دیگه از شاگردی استعفاء داده . . .
:)

داریوش گفت...

این عفاف چیز خوبیه مخصوصا اگه قرار باشه جلوی رئیس پلیس با عفاف نماز بخونی

قاصدک گفت...

نیش نه, عقللللللل

ارسال یک نظر