22- بیا بوگو که چه کارت کنم، کرو!

تاتی‏‏‏تاتی‏کنان به‏‏سوی تغییر پیش می‏رم.. حس خوبیه، خوبم.. آرومم.. اثراتش ذره ذره رگهام‏و پر می‏کنه.. تاتی‏تاتی‏کنان با خودم مهربون‏تر می‏شم.. تاتی‏تاتی‏کنان خودم می‏شم...
جست و خیزهای کودک ِ درونم پرشورتر شده‏‏‏اند!

::

پشت چراغ قرمزمهدیس می‏زنه بهم:" اون داره صدات می‏کنه!"
"اون" یه پسر خوش‏چهره‏ی چشم تنگه! با اشاره می‏پرسه:" این‏وری می‏ری؟".. با اشاره جواب می‏دم:"نه! مستقیم!"
با اشاره می‏پرسه:" چن سالته؟" با اشاره می‏پرسم:" چن میاد؟".. لباش و می‏ده پایین، سرش و این‏ور اون‏ور می کنه و با انگشتهاش نشون می‏ده:" بیست و پنج!".. ابروهام و می‏دم بالا.. می‏گه:" بالاتر؟!" با اشاره می‏گم:" خیلی بالاتر!"
" شماره بدم؟".. "نه!".. "چرا؟" .."زنگ نمی‏زنم" .. می‏خنده:" می‏دم، حفظ کن، پاره‏ش کن!"
فک کنم بو برده دارم رو ارتقای سطح کمی و کیفی حافظه‏‏م کار می‏کنم!
چراغ سبز می‏شه.. دوست ِ "اون" می‏پیچه راست، من مستقیم می‏رم.. نسترن می‏گه:" اه! حدیـــــــث! دوستش اسپورتج داش!" می‏گم:" دوستش داش! به "اون" چه!".. " خب دوستش با ما دوست می‏شد! بعدم وقتی دوستش اسپورتج داره، خودش هم کم کم 206 و داره!" .. مهدیس می‏گه:" آره دیگه! مث حدیث که پی کی داره و تو هیچی نداری!" بعد رو می‏کنه به من:" چه با این ماشین قراضه‏ت، ناز هم می‏کنی!"
همون دیگه! حالا تو هی بیا واسه این بخون: تن آدمی شریف است به جان آدمیت!.. مگه تو کتش می‏ره؟!

::

مامان هما به خواهر کوچیکه توصیه‏‏ی ایمنی می‏کنه:" مادر! سوارماشین نشیا! من خودم می‏ترسم سوار شم! والا! اعتبارم نمی‏شه! می‏گف نگا کن! یه پیرزنه ماشین سوار شده، بردَش بیابونی، کار ِ بد بش کرده، انداختتش اونجا رفته! پیرزن هم بوده.. از پیرزنام نمی‏گذرن! فقط خدا اون روز و نیاره کسی زیر دس دشمن بیفته! خدا اون روز و نیاره! دشمن بده!"

خلاصه هوس بیابون به سرتون زد، یه ماشین بگیرین! جواب می‏ده..

::

روزنامه:

  • خطاب به کروکودیل: زیر زیر زیرو رو بشه دنیا من تورو می‏خوااام..
  • کروکودیل ِ خسته: اه! جلف! جم کن دس و پات و بابا!
  • توضیح ِ صحنه: کروکودیل ِ خسته در حال قر دادن های زیرپوستی!

::

پ-ن: هرکی کارهای "سامپه" رو ندیده.. چیزه! (بعدن که دیدین، خودتون جای "چیز" هرچی خواستین واسه اونا که ندیدن بذارین!)

::

پایان نامه:

  • امروز کروکودیل در آبهای اقیانوس شنا کرده بود!
  • پیشنهاد: آدامس با طعم ِ کروکودیل ِ جهش یافته‏‏ی تپل!
  • قیمت: به میزان خرید یک دستگاه اسپورتج جیگری
  • دستور ِ مصرف: قبلن کروکودیل را پشت فرمان بنشانید.


28 کروکامنت:

اردیبهشتی ته نشین شده گفت...

نخست،بسی مشعوفم از دیدنت.
تعارف واینا بلد نیستم.اینم تقلب بود.

ولی اینکه خوشحالم از دیدنت تقلب نیست.

خیلی وقته میخونمت.از وقتی که هنوز "کرو" نبودی.
ولی یه کم حناق دارم تو حرف زدن و کامنت گذاشتن که دارم تمرین میکنم تا رفع شه.

مصطفی موسوی گفت...

ببین مامان هما رو یه دفعه بیار ببینمش من

حسنتموزی الان نیست رفته قرقیزستان وگرنه من ورش میداشتم میاووردمش

اردیبهشتی ته نشین شده گفت...

من نصف عمرم به فناست که ندیده بودم "سامپه" رو.منو یاد عمو "شل" مهربون انداخت کاراش.

تو تغییرات موفق باشی.اگه حافظه ات هم تقویت شد بیا و تقسیم شادی من راهش و بگو.

ناشناس در حاليكه موج مكزيكي ميرفت گفت: گفت...

كرو ايول!!!
بوي 360 ِ ارتقا يافته ميداد اين پست!!!

وحیده گفت...

پس بالاخره اون چیزی که منظرش بودم رو نوشتی ... کروکودیل در آبهای اقیانوس شنا کرد !!!! چه کیفی می ده هاااا... اینجا که لینکش رو دادی رفتم .. یه نقاشی بود یادت کردم .. یه کلاس درس که همه بچه ها روشون به طرف گنجیشک رو درخت بود و معلم هم داشت واسه خودش رو تخته سیاه چیز می نوشت ... خیلی باحال بود

رضا شاگرد چیز کلاس گفت...

دوستای ما پی کی هم ندارن....به ما چی میرسه یعنی؟

رضا شاگرد چیز کلاس گفت...

کلا مامان هما هر چی میگه رو باس نوشت قاب کرد داد دس این دخترا بخونن یاد بگیرن و عمل کنن




بعد از خواندن این دوتا کامنت خودتون بجای چیز در عبارت "رضا شاگرد چیز کلاس" هر چی خواستین بذارین

مژده گفت...

خودتو بزن به خواهر من. شاید اونم تو خیابون یکیو پیدا کرد.انقدر فجیع رانندگی میکنه کسی جرات نمیکنه بهش شماره بده یعنی کسی به گردشم نمیرسه

دوشیزه (متولد اسفند) گفت...

یه شرارت و تخسی ازت می باره که در عین پشتش یه چهره ی مظلوم و فوق العاده رک و راسته....

عاشق این جور دخترام ;)

ali گفت...

چراغ سبز می‏شه.. دوست ِ "اون" می‏پیچه راست، من مستقیم می‏رم.. نسترن می‏گه:" اه! حدیـــــــث! دوستش اسپورتج داش!" می‏گم:" دوستش داش! به "اون" چه!".. " خب دوستش با ما دوست می‏شد! بعدم وقتی دوستش اسپورتج داره، خودش هم کم کم 206 و داره!" .. مهدیس می‏گه:" آره دیگه! مث حدیث که پی کی داره و تو هیچی نداری!" بعد رو می‏کنه به من:" چه با این ماشین قراضه‏ت، ناز هم می‏کنی!"

تو در و دیوار خوردم از خنده ، عالی بود
انقلاب شد برو صدا سیما دیالوگ نویس سریالا بشو ، سه هیچ از ریبا و ها آی مت یور مادر جلویی

alieh گفت...

من دیدم من دیدم من دیدم من دیدم!!!!!!! :دی

آشنا گفت...

لينكه وا نميشه،هر كاري ميكنم نميشه از چيزي در بيام!

راستي اميدوارم طي تغييرات بهت خوش بگذره

الهام گفت...

***

لینک مورد نظر باز نمی شود ، لطفا بعدا دوباره مثل (...) تلاش کنید !!!
:D

...

این پستت خیلی باحال بود !


***
Elham
***

سردبیر مقیم در شماره بیست و دو در حال خاراندن پس کله گفت...

خب حالا اینقدر کلاس نمیذاشتی شمارشو میگرفتی دل جوون مردم خوش بشه ... این قسمت تغییرات جگریت هم مارو کشت !

مصطفی گفت...

اما پیرزنه ، پیرزن بوده ها!
به جان آدمیت

یاسمن اکبرپور گفت...

عشق است حدیث با پی کی کیوشادش !

:D

ح.ف. گفت...

اين پست عالي بود، محشري.

از اين به بعد هر وقت تو اسپورتيج نشستم، به همه ي پي.كي ها سلام مي‌كنم، خدا رو چه ديدي، شايد حديث بود.

اون پير زنه هم... يكي دو ماه پيش سفر بودم، با يه خانمي آشنا شده بوديم: "عمه كتي!" عمه‌ي دوست ِ دوستم بود. فكر ميكردم يه سالي سن داشته باشه. يه سگ داشت ( منم كه عاشق سگ) خلاصه جات خالي، كلي با اين عمه كتي خوش گذرونديم. مي دوني چند سالش بود؟

54!

سوگلی ِ چن روزه گفت...

این حرفای مامان هما رو باید با طلا نوشت .


تازشم خانوووووووووم منی که سامپه خوندم چیز نیستم ؟

میثم الله‌داد گفت...

کیوشاد دوست داریم
کیوشاد دوست داریم

من از همون قسمت پی کی و اسپرتیج و اینا خوشم اومد.

کودنه زود باور با آی کیویه در حد اپسیلون گفت...

جدی میگین ! شما دیگه خیلی سختگیرید ! مامان هما حق داره شاکی شه والّا ! بابا یه کم کوتا بیاین !

مـیلاد گفت...

کرو من الان متوجه شدم وبلاگت تو لیست پیگیری هام نیس ! چطور همچین چیزی ممکنه واقعنگ؟؟؟

مـیلاد گفت...

یادم اومد. هرکاری میکنم سیو نمیشه. عجیبه ها

داریوش علیها گفت...

با نظر دوشيزه كاملا موافقم.
بعدشم عزيز من به مهديس بگو من با اين سن هنوز با ماشين بابام پز ميدم، بعدش اومده تو ماشين تو نشسته و به كيوي تو بد ميگه؟؟؟؟؟

داریوش علیها گفت...

بعدش خانوم من اگه پليس بودم اون چراغ رو دو سه ساعتي قرمز نيگه ميداشتم شايد يه وصلتي صورت ميگرفت

آبجی خانوم گفت...

تغییر خیلی خوبه کرو!

مواظب کودک درونت باش!

مردی با دامن اسکاتلندی در انتظار ماشینی که به بیابان ببردش گفت...

هی کرو خیلی وقته بی خبریم ازت.این گردهماییهای بروبکس هم قسمت نمیشه خدمت برسیم.در هر حال خوشم میاد از نوشته هات کهمهر و امضا داره.با اجازه ات یکی اش رو هم برداشتم برای زدن مخ یک بنده خدایی که جواب داد اساسی.

cupidgecko گفت...

ا ِس .ا ِم. ا ِسات چه رنگین؟
میخوامشون
بهم میدی؟
عطرشون از تو جا.موبایلی خوشگلــَــت،
آها ببین!
از توی کوله قرمزَت
داره می افته رو زمین
میخوای بهت کمک کنم؟
اون وَخ ِ اون وَخ تو اگه دلت بخواد
واســَــت ستاره میچینم
منم یه گوشیه کوچیک دارم ... مید َم اونم ماله خود ِ خودت باشه
فقط یکی،
فقط یه دونه جاش بهم
یه قرمزش
یه رنگ ِ روشن از ستاره هات بهم میدی؟
آخ آخ آخ اصن ببین!
یادم نبود
گوشی ِ من که مال ِ من نبودکه، واااای
مال ِ خودت بود که یه وخ بهم دادیش
ولی پسش نخواستیش که بدم
بیا
بیا
بیا بگیر
هیش چی ِ هیش چی هم ندی
تمومه این ستاره ها مال ِ تواِه
این یه دونه :*
این دو دونه :* :*
اینم سه تا :*:*:* ...
:*********************************************************... ستاره ُ ستاره ُ ستاره ُ ستاره ُ ... حالا فقط
(ببین چه بچه پررو-ام)
فقط
فقط
فقط بگو
بگو که داری می خونیش
بگو که لبخند ِ لباتو من
اجازه دار َمــــِـــش نیگا کنم
فقط همین
فقط همین
همین و بس ستاره ُ ستاره ُ ستاره ُ ستاره ُ ستاره ُ ستاره ُ ستاره ُ ستاره ُ ستاره ُ ستاره ُ ستاره ُ ستاره ُ...

پارسا گفت...

پارسا واسه کروکودیل دلش تنگ شده، چیزهایی واسه تعریف داره... واسه کروکودیل تو فیس بوک هم پیام گذاشته :)

ارسال یک نظر