4- هی کرو! جلورو بپا!

تا حالا شده تو اوج ِ اوج ِ حس ِ یه کروکودیل ِ مقبول و همه چی تموم بودن، بفهمی زکی! هیچ همچین خبرایی نیست؟؟

من انقد شده...............

توجه:


(مطالب پایین، هیچ ربطی به خطوط ِ بالا ندارند!)


::




پنجشنبه از سرِ صبش خوب بود، از سر ِ صبش تا دم ِ غروبش که نه من فهمیدم کی ماشین جلویی زد رو ترمز، نه کیوشاد! نه من ترمز کردم، نه کیوشاد! هم من با دهن رفتم تو فرمون، هم کیوشاد با دهن تو صندوق جلویی!

هم من دندونام سالم موند، هم پک و پوز کیوشاد ریخت به هم! من با خودخواهی تمام به دندونام که هنوز تو دهنم بودن دست می کشیدم و بدون دلسوزی به دندونای آویزون ِ کیوشاد و آب ِ زردی که شرو شر از زیرش می رفت زل زده بودم..

پراید اولی که بی هوا زده بود رو ترمز، نه نگران ِ راننده ی درمونده ی وسطی بود که از پشت و جلو خورده بود، نه چندان درگیر ِ اومدن یا نیومدن ِ پلیس... آب ِ خنک واسم می اورد و اصرار داشت مشکلات ِ احتمالی ِ پیش اومده و هزینه های تقریبیش و حدس بزنه و من فک می کردم، نه بابا! انگار هنوز آدم های خوب پیدا می شن؛ گرچه، عینک آفتابیش واسم شک برانگیز بود..



کیوشاد اون روز در بهترین حالت ِ ممکن قرار داشت، با گردو غبار ِ جمع شده روی موتورش می شد یه قلعه ی شنی ساخت، گرچه واسه اون آقاهه هیچ جالب نیومد و من هم بهش نگفتم کیو اگه موتورش تمیز باشه، راه ِ خونه رو گم می کنه!



واسه آقاهه عجیب بود که نه تیپ ِ من به موتور ِ کیوشاد می خوره، نه نگرانیم از تخمین هزینه های احتمالی به تیپم! و من فک می کردم مگه دندونای سفید و مرتب ِ خودش به اون شلوار ِ قهوه ای ِ راه راهش می خوره؟! یا استرس ِ تو صداش به عینک آفتابیش و پیشنهاد ِ آب ِ خنکش به درخواست ِ شماره تلفن؟؟
اما عجیب خورد شدن عینک آفتابی تو صورتش می تونست با وقاحتش همخونی داشته باشه وقتی دید رسیدن ِ به قول ِ خودش "دوستم" بود که آرامش و اورد، نه اون لیوان ِ آب ِ خنکش و باز گفت:"شماره تو می دی؟!!"

::

به زودی ستاد ِ مبارزه با رانندگانی که به خانوم هایی که موتور ماشینشون و کثافت گرفته، آب خنک تعارف می کنن، تشکیل خواهد شد!
با ما باشید...

::

روزنامه:


  • خطاب به کروکودیل: ای جوان! ای هلو!
  • کروکودیل ِ خسته: بگیری سرطان ِ گلو!
  • توضیح ِ صحنه: کروکودیل در مایع ِ لزج ِ سبزی که عق زده، فرار و فرو می رود!

::

پ-ن: یکی از بچه ها می گفت هرروز بلاگم و رفرش می کنه، شاید مطلب جدید پست شده باشه!
من هم همینطور!... به انتظار ِ معجزه!

::


پایان نامه:

  • امروز کروکودیل ِ در آبهای یک رادیاتور ِ سوراخ شنا کرده بود!
  • پیشنهاد: آدامس با طعم ِ کروکودیل ِ متضرر!
  • قیمت : به میزان ِ تعویض و تعمیر و نصب ِ یک عدد رادیاتور نو!
  • دستور ِ مصرف: قبلن چراغ های ترمز ِ خود را چک کنید!


22 کروکامنت:

ترانه گفت...

اولا برای سلامتی نویسنده اجماعن صلوات رسا ختم کنین. بلاخره چشممون به جمال این کرونامه روشن شد بخدا قسم. در ضمن غلط کرد شماره داد زنگ میزدی مژده لُدر بیاد بزن لهش کنه. آخییییییییییییییی دلم برای کیوشادت کباب شد. ولی ما هم پارسال یه همچین تصادف قطاری داشتیم و ماشین وسطی ما بودیم که در دو جهت له شد.

®شین گفت...

جونت سلامت آبجی

مـیلاد گفت...

آبجی اولن که چرا خالی میبندی؟
پنجشنبه که حال کیوشاد خوب بود!
دومن
یکشنبه ها صاحاب داره آبجی
سومن
این سیستم هر چند ساعت یه بار نشون میده
چهارمن
اینجور موقع ها یه شماره الکی بده یارو بره خوش باشه.
شیشمن
هیچی دیگه همینا

رضا شاگرد یه زمانی پلیس بوده کلاس گفت...

خانوم موقع رانندگی سرعت مجاز و فاصله طولی و عرضی قانونی رو رعایت کن تا از این مشکلات پیش نیاد
البته شوما مشکلت چیز دیگه بوده از اونجایی که نه تو ترمز کردی نه کیوشاد معلومه حواست پیش همون دوستت بوده

حالا شماره اون یارو رو گرفتی یا نه؟

®شین گفت...

این چهارمن میلاد خیلی نکته داره هاااا

:))

ندا گفت...

تجربه نشون داده در اينطور مواقع ستادي كه شوما فرمودي تشكيل نميشه. بلكه يه تشكيلاتي راه ميفته براي مبارزه با خانوم هايي كه موتور ماشينشون رو گرد و غبار گرفته و باعث ميشه بيان بهشون آب خنك تعارف كنن... وينك

بـــــارزان گفت...

avalin bare inja miyam
faghat mitunam begam fogholadast
barmigardam va
bedrood

paarsaa گفت...

عجب موقعیتی واسه شماره گرفتن گیر آورده، مثلن فرض کنید با یکی تصادف کرده، خون از سر تا پای طرف جاریه بعد این هی می گه نگفتی شماره ت چنده ها!

جنون ِ جنوبي گفت...

؛كروكوديل ها تصادف مبسوط و دراماتيك مي نمايند!!! .

سمیرا گفت...

شماره دادن که خوبه، من پنج شنبه تصادف کردم و تو اوج تصادف طرف اومد و با اون لحن چندش آور که بعضی وقتا بعضی پسرا استفاده می کنن و فکر می کنن که خیلی جذاب میشن میگه : دستت ورم کرده عزیزم بیا ماساژت بدم ... فک کن؟

مهندس پنگول جونی گفت...

الان حالت خوبه؟
یه خبری بده

مصطفی موسوی گفت...

پس چطور میشه ما با وانتمون تصادف میکنیم هیشکی بهمون شماره نمیده؟؟
.
کامنت سمیرا خدا بود . دو نقطه هزار تا دی

pejmansh گفت...

باز این شلوار قهوه ای مارو پیچوند ...کلی پول داده بودیم بهش واسه شکار کروکودیل ;)

داریوش گفت...

اصولا تصادف شیرینیه رانندگیه

vahideh گفت...

کرو جونی بیشتر مراقب باش!!! خدا رو شکر که بخیر گذشت. حالا واقعنی به خیر گذشت؟

مانی گفت...

من یه بار تصادف کردم
دختره دهن گشادشو باز کرده بود
و عین چی اشک می ریخت
و می گفت به خدا اگه شماره تونو ندید زنگ میزنم پلیس
خیلی آویزون بود

ننه موولووک پرچونه گفت...

"اوا خدا مرگم بده" آره دیگه وقتی یارو شب جمعه ای بجای اینکه قلم و تیشیه صابمرده احتمالاً بدریختشو برداره بره خونه کنار زنو بچش خونه آخرت چند طبقه بسازن پا میشه میاد تلویزیون "جلو این همه آدم" میافته دنبال مموش مردم و "هر چی دلش میخواد میگه "حتی بهش میگه هلو ، بایدم یارو چهارخونه عینک آفتابی از تو جوونه "سر به هوا" جلو دوستت شماره تیلیفن بگیره . دوره آخر زمونه والاّ ننه . راستی کلتم خورد به شیشه کبود شه مثل اون!!! یا فقط دندونات کبود شد . اگه کلتم خورد پس سلام برسون اگه نه که .....

paarsaa گفت...

حالا که همه از خاطرخواهان تصادفی شون می گن منم بگم که فکر نکنن من خیلی قناسم! (همینجوری می نویسن؟)
...
آره داشتم می گفتم، سالای 57 بود تو بحبوحه انقلابات یک هو یک صدای انفجاری اومد و دو نفر سوار یک موتور 1000 گازش رو گرفتند رفتند. من دویدم که کودکان بی پناه یتیم شده رو در آغوش حمایتم بگیرم که یک وانت از کنار محکم زد بهم. من هم افتاده بودم و ازم خون می پاشید تو صورت همه، یک خانم بلوند چشم آبی با قد 185 (فکر کنم ننه جون نیکول کیدمن بود!)از پشت فرمون وانت پیاده شد به من گفت وای عزیزم تو خیلی آسیب دیدی! می خوای من باهات ازدواج کنم که تا آخر عمرت بتونم ازت پرستاری کنم؟
...
خلاصه!

محبوبه گفت...

ای بابا
راستش حدیث جون این روزا مغزم کار نمی کنه همین دوکلمه بالا رو از من قبول کن

دكتر زهرا گفت...

بابا حالا يه نگا ميكردي بهش اگه خوب بود ازش ميپرسيدي "آقا شما سيد نيستيد احيانا"

دل مامان هما رو شاد ميكردي دم ماه رمضوني


ببين به فكر نيستي كرو جونم

AKG گفت...

بنمای رخ که شماره موبایل و تصادف ماشینم آرزوست

یاسمن اکبرپور گفت...

وای خدا
نازی

کیوشاد اگر تمیز باشه راه خونه رو گم می کنه؟
:))


اسم پراید یکی از دوستام کمال بود
بعد فروختنش ، 206 خریدن
حالا شده سهراب

:))

ارسال یک نظر