من با کار کردن مشکل ندارم؛ من با صبح زود از خواب بیدار شدن مشکل دارم.
من و بالشت و دوستی بی پایان
من با کار کردن مشکل ندارم؛ من با صبح زود از خواب بیدار شدن مشکل دارم.
افسانه ی چایوچایی
حق مسلم ماست، آرامش و می گم
نوآوران صنعت هنر
از نوس تا لژی ها
امروز کروکودیل در آبهای بلاتکلیفی شنا کرده بود نقطه سر خط
کروکودیل اینجا! کروکودیل اونجا! کروکودیل همه جا!
37- دیگه حالی به کرو می مونه؟ شاید بمونه! کی می دونه!
اتفاق خاصی نیفتاده بود.. صدایی که داد بیشتر از صدمه ای بود که خورده بود.. تفاوتش مثل پرسروصدایی بادصدادار معده و بی بوییش و بی صدایی باد بی صدای معده و بدبوییش بود!
دو ماهی گذشت و این توهم به من دست داد که نه! انگار اونقدرها هم آدم بی احتیاطی نیستم و اگر کیوشاد مثل کیسه بوکس محمد علی کلی قروپر بوده تقصیر صاحاب قبلیش بوده، و من یه خانوم متشخص با دست فرمون خدام! که از پنج کیلومتری فریاد میزنه که درسته ماشینم کثیفه! اما خط و خشی روش نیفتاده و این از قابلیت های صاحابشه ولاغیر..
قابلیت های صاحاب یه ماشین نوی خط و خش نیفتاده خیلی به کار نمیان وقتی راننده عقبی بکوبه و باسن ماسنش و به ترک بده! و قابلیت های صاحاب یه ماشین نوی باسن ترک دار حتمن زیر سواله وقتی هنوز یه هفته از جرخوردن عقب نگذشته، خودش بزنه و جلو رو هم به فنا بده..
صاحاب یه ماشین نوی درب و داغون، همچین آدمیه! بعله!
::
تو شرکتی که همه ادعای مدیریت می کنن و هیچ کدوم هم از مدیریت سردر نمیارن، واسه چایی خوردن کارمندها آیین نامه!! تنظیم کرده ن.. سه بار در روز.. ساعت نه، دوونیم و چهار!
از تاریخ آیین نامه، مصرف چاییم صدبرابر شده.. می خوام ببینم کی اگ داره بیاد به من بگه چرا چایی خوردی..
نفس کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش!
::
روزنامه:
- خطاب به کروکودیل: دیگه حالی به آدم می مونه؟
- کروکودیل خسته: نه والا!
- خطاب به کروکودیل خسته: احوالی به آدم می مونه؟
- کروکودیل خسته: نه بلا!
- خطاب به کروکودیل خسته: دیگه حالی به آدم می مونه؟!
- کروکودیل خسته: ای بابا! خفه می شی یا بیام حال و حالیت کنم؟ اگی احمق بی مایه!
- توضیح صحنه: کروکودیل خسته در حال له کردن سر یارو با سپرترک خورده ی یه ماشین صفر!
::
پ-ن: نمی دونم واسه سنمه که هی داره می ره بالا! یا واسه اعصابم که هی داره می ره پایین! رابطه ی عکس بین سن و اعصابم پیش اومده! این می ره بالا.. اون میاد پایین!!
::
پایان نامه:
امروز کروکودیل تو مرداب چرندیات شنا کرده بود.
- پیشنهاد: آدامس با طعم کروکودیل اگی
- قیمت: به میزان اگ موجود
- دستور مصرف: قبلن کروکودیل را قیمه قیمه نمایید.
36- ای روشنی صبح به مشرق برگرد یا کروامشب شب مهتابه، خب که چی؟
همون قد الکی با مغز منهدم از خواب می پرم.. زنده ام، اما فرق زیادی با خوابم ندارم.. هنوز هم به چیزهایی که دوست دارم، نرسیده ام!
::
آدمی که هیچوقت چشم دیدنش و نداشتم داخلیم و می گیره: " موبایلت و بده دفتر که نیستم کارداشتم تماس بگیرم.. راستی تولدت کیه؟"
- فروردین
- جدی؟؟ فروردین؟ خانوم من هم فروردینه.. عجیبه! فروردینی ها که خیلی با آذری ها خوبن!
- مگه شما آذری هستین؟
- بعله! 25 آذر
- اوه!
تو دلم: نه! چرا تو؟! چرا آذر!
دیگه باهاش مهربون و مودب برخورد می کنم.. نمی دونم به خاطر آذری بودنشه یا به خاطر رفتنش!
::
روزنامه:
- خطاب به کروکودیل: آسمون و بی تو خط خطی کردم.. چه جوری می تونی انقده بد شی، چه جوری می تونی انقده بد شی..
- کروکودیل خسته: شما به اتهام تخریب اموال عمومی بازداشت هستید.. هرچی بگی یا نگی تودادگاه علیه ت استفاده می شه.. ببریدش پدرسوخته رو
- توضیح صحنه: کروکودیل خسته در حال پوشاندن خط خطی ها با اسپری مشکی
::
پ-ن: اصن که چی؟! پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوااخـــــخ ...
::
پایان نامه:
امروز از کروکودیل اطلاعی در دست نیست.
35- در راستای عدم درک احساسات رقیق کرو یا و چنین گفت عشق
باز از در ننه بزرگی وارد میشم: ببین! چشم انتظاری بیفایده است.. انتظار جز عقب انداختن برگشتنش، هیچ کار دیگهای نمیکنه.. رهاش کن! باید رهاش کنی تا برگرده.. اصن مث همین امام زمان خودمون دیگه! ببین! همه منتظرشن، ظهور نمیکنه.. همچین رهاش کنن، خودش میاد!!؛
فک نکنم خیلی کمک به حالش کرده باشم!؛
::
مامان هما چندوقتی نگران حالم بود.. ازاینکه یهو بیهوا شروع نمیکردم واسش رقصیدن دل نگرون شده بود.. هولاهوپ میزنم، حلقه میفته و آهنگی که داره پخش میشه انقد شنگوله که باز شروع میکنم واسش رقصیدن
ذوق زده میخنده و میگه: مادر! خواستگار اومده واست؟؟؟
آره! لای حلقه هولاهوپ بود!؛
::
روزنامه:
خطاب به کروکودیل: یکی بهش زنگ بزنه، بگه هنوز تو فکرشم
کروکودیل خسته: اه! باز این توقع بیجا داره، عن خان !
توضیح صحنه: کروکودیل خسته درحال پرداخت قبوض نجومی
::
پ-ن متمم پ-ن پست قبل: در راستای هووووقهای مکرری که به پ.ن های پست قبلی تعلق گرفت، این مکان بوی ناهنجاری گرفته، لذا از خوانندگان رسمن عذرخواهی به عمل میآید
هیچ کدومتون عشق سرتون نمیشه! اه.. بی احساسای این
::
پایان نامه:
امروز کروکودیل در آبهای .. در آبهای.. در.. امروز کروکودیل مشخص نکرده تو کدوم آب شنا کرده، شومام خیلی پاپیچش نشو، خوبیت نداره
وسلام
34- الو! الو! صدا میاد؟ کرو هستم، اینجا داره خط می ده
- خطاب به کروکودیل: هستــــــــــــی خانوم؟ هستی خانووووم؟
- کروکودیل خسته: ..
- خطاب به کروکودیل: مثکه نیسسی خانووم! هستی خانوم!
- توضیح صحنه: کروکودیل ِ خسته در حال جردادن خود جهت رساندن صدایی که ماندگار شد.. بیخ ِ گلوش
- پیشنهاد: آدامس با طعم کروکودیل زیرآبی
- قیمت: به میزان پنج ساعت اینترنت نامحدود
- دستور مصرف: برید حالش و ببرید!
33-صدای کرو را از کره شمالی می شنوید!
اینجا حتی آبدارچی شرکت دیکتاتوره! همون طعم بستنی که خودش صلاح بدونه رو به آدم میده!
همه تلاشم و واسه مثبت فکر کردن میکنم..
نه داد زدنهای رییس سر کارمندهای شرکت و جدی میگیرم؛ نه وقتی میفهمم اینجا جز به ایمیل شرکت، به هیچ جای دیگهی این دنیای بدمسسسب مجازی دسترسی نداریم، شاکی میشم!
حتی وقتی فلش مموری و سیدی با پیغام اکسس دینای مواجه میشن هم سعی میکنم بددل نشم..
سیستم دکمه ریاستارت نداره!
به درک!
کیس از پشت خاموش نمیشه!
به جهنم!
تلفنها خط آزاد ندارن!
به فلانم!
احتمالن ایمیلهام چک میشن!
به بهمانم!
احتمالن تلفنها شنود دارن!
به بیسارم!
.
.
موارد ادامه دارن، جایی دیگه ندارم که حوالهشون کنم!
دندهم نرم! کتاب که میتونم بخونم!
::
مامان هما روبروم نشسته و با لبخند نگام میکنه: مادر! حالا که داری ماشین لوکس میگیری، یه شوهر خوب هم بکن!
اگه لوکس اینه! خدا به خوبش رحم کنه..
(البته که تو خدایی)
::
روزنامه:
- خطاب به کروکودیل: چشای تو دنیامه.. نگیر ازم چشمات و..
- کروکودیل خسته: خلاف مقررات شرکته، ردشون کن بیان
- توضیح صحنه: کروکودیل خسته در حال جا زدن چشماش
::
پ-ن: بذا تا دلشون میخواد دسترسیهارو محدود کنن.. دسترسی تو به قلبم نامحدوده
::
پایان نامه:
امروز کروکودیل شنا نکرده بود! دسترسی ها محدود شده بود!
32- در هوایت بی قرارم ای همه صبر کرو
طرف هی قیمت و به بهونهی دندونهای آویزون و سروصورت زخمی کیو میاره پایین.. آخر هم صدتومن و سر خلافی ماشین گرو نگه میداره..
بابا با اطمینان میگه:" جریمهای نداره، کلن سه چهار بار جریمه شده، که همهرم پرداخته، نهایت اگه سه چهار هزار تومن بشه خلافیش!"
من سکوت کردهام و یاد تموم تمرینهای خوشنویسی کتاب فارسی دبستان میفتم که بابا با اطمینان به مدیرمون میگفت: "حدیث همهشو نوشته، میخواین بگین بیاره کتابشو!" و من تا آخر از دلهره اینکه خانوم مدیر بگه برو کتابت و بیار و من جلو بابا شرمنده شم که هیچ کدوم و ننوشتهم و بابا جلو خانوم مدیر شرمنده شه که درمورد دخترش اشتباه کرده، آروم و قرار نداشتم..
بابا با اطمینان میگه:" خلافی ماشین و میارم که این صدتومن هم تکلیفش روشن شه" و من به سیصدو هفتاد و یک هزارتومن جریمهای که روز قبلش استعلام کردهم فکر میکنم و تموم دلهرههایی که دیگه ندارم و نمیخوام داشته باشم..
من کلن شرمندهتم بابا! وجدانم رشد چندانی نداشته...
::
روز پدر؛ بحث سر همسایهی جدید؛
مامان هما: اسم پسره چیه؟
- علی اصغر
- اِ! قربون علی برم الهی! امروز این ِ ِ علیه!
::
روزنامه:
- خطاب به کروکودیل: واای! الهی بیماری بگیرم، هی دکترا بم اصرار کنن و بگم ام آر آی نمی رم، آخه میخوام برات بمیرم..
- کروکودیل خسته: طبق نظریهی روانشناسان بزرگ قرن، شما از عقدههای فروخورده، فروپاشیده، پاشیده، کمبود اعتماد به نفس و نیاز به جلب توجه و غیره رنج میبرید!
- توضیح صحنه: کروکودیل خسته در حال دفع کردن ضربات مشت و لگد طرف!
::
پ-ن: کمدهام و ریختهم بیرون که مرتب کنم، هرجا دست میبرم یه وسیله هست که نشون تورو داره.. دوری و من درگیر آرامش قبل از طوفان مشکوکیام
::
پایان نامه:
امروز کروکودیل در آبهای انتظار شنا کرده بود.
- پیشنهاد: آدامس با طعم کروکودیل منتظر
- قیمت: زیاد
- دستور مصرف: توصیه نمیشود!
31- و کماکان در نظر اینان عفاف همان چوب در جایی کردن بود...
پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم ... "زلف برباد مده تا ندهی بربادم"
واسه همچین پدر منحرفی کمال تاسف را دارم.
::
رو صندلی دندونپزشکی دراز کشیده م و به خاطرات دکترها گوش میدم:
"زنه اومده بود واسه تشخیص، فقط یه دندون نیش داشت! گفتم مادر باید بکشیش این و هم.. زد زیرگریه: اگه اینم بکشم دیگه با چی گوشه چادرم و نگه دارم؟!"
::
قبل از بیرون اومدن از دندونپزشکی میرم و تجدید آرایش میکنم.. گیره رو از شالم باز میکنم و شال و شل میکنم.. آخیش!
چادر و تا دم میز حراست شل رو سرم نگه میدارم و رسیده، نرسیده برش میدارم و شروع میکنم به تا کردن.. مسئول حراست وقتی داره نشانه ی عفاف و ازم تحویل میگیره با غضب میگه:" ازینجا که میری بیرون رژت و بزن."
- خب دارم میرم بیرون دیگه!
- بیروون! بیرون از اینجا!
می خندم:" تو خیابون؟"
با صدایی که از عصبانیت میلرزه میگه:" بیرون از اینجا، حالا خیابون، بیابون! هرجایی جز اینجا!"
برخلاف همیشه که من از این عفت زورچپونی شاکی و عصبانیم، امروز اونه که از این بی حیایی! و بی عفتی! من خشمگینه!
خدایا! تو چند درجه لبهای رژ زده رو سرخ میکنی؟؟
::
روزنامه:
- خطاب به کروکودیل: موهات و افشون کن، بیا باز من و پریشون کن و برو
- کروکودیل خسته: اوهوک! که ببرنم جهندم با گیسام آویزونم کنن؟!
- توضیح صحنه: کروکودیل خسته در حال زدن پوشیه درراستای بالابردن استانداردهای عفاف و حجاب اسلامی
::
پ-ن: عقاید هرشخص به خود وی ارتباط داشته، هرگونه ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر از همین تریبون رد میشود.
::
پایان نامه:
امروز کروکودیل در آبهای اجبار شنا کرده بود.
- پیشنهاد: آدامس با طعم کروکودیل آزادی خواه
- قیمت: به میزان صدو نود و هشت ضربه شلاق!
- دستور مصرف: قبلن مخالفین کروکودیل را روشن نمایید!
30- تو بگو مارو زدی، مام همه جا می گیم آره!
حتی پیش میاد بری و یه دور شمسی قمری بزنی که مسیرهای طرح ترافیک و دور بزنی ولی باز وسط دوربینها سردربیاری...
چقد پیش میاد که عزمت و جزم کنی واسه خرید و بعد از ده ساعت گشتن، دست خالی برگردی...
اگه صحبت پیش آمده، بذار از این چیزا پیش بیاد...
نه که بزنه و پیش بیاد که دلت به چیزی خوش باشه و درست ثانیه های آخر که قراره همه چی درست شه، یه گند اساسی زده شه بهش...
یه گند اساسی زده شه بهش...
یه گند اساسی زده میشه بهت...
یه گند اساسی زده میشه به زندگی و روحیه و احساس و همه ی کوفت وزهرمارهای دیگه ت...
انقد پیش میاد...
خیلی پیش میاد...
::
مشکل "این" و "چیز" گفتنهای مامان هما داره خیلی بحرانی میشه.. قسمت بدتر ماجرا، مسری بودنشه.. بدون "این" و "چیز" دیگه نمیتونم سروته یه جمله رو هم بیارم!
کلی مهمون سرزده رفته خونه مامان هما و جز خودش و نوه کوچیکه، هیشکی خونه نیست.. نوه کوچیکه سعی داره از مهمونا پذیرایی کنه و مامان هما هم مسئولیت سرگرم کردنشون و به عهده گرفته:
" رفته بودیم چیز، این شد!"
مهمونها مودبانه منتظر ادامه ی صحبتهای مامان هما و تفسیر چیز و این ان..
تفسیری در کار نیست! خبر همین بود: رفته بودیم چیز، این شد!
::
روزنامه:
- خطاب به کروکودیل: گریه کنم یا نکنم؟ حرف بزنم یا نزنم؟ من از هوای عشق تو، دل بکنم یا نکنم؟
- کروکودیل خسته: همین سست عنصریت ما رو به قا داد!
- توضیح صحنه: کروکودیل خسته در حال پرپر کردن گلای توی باغچه مون، همهش چشاشون به دره!
::
پ-ن: بیا از خیر اسفند دود کردن بگذریم.. پای اسفند که به میون میاد، چشم زندگیمون میترکه!
::
پایان نامه:
امروز کروکودیل در آبهای نیلگون محیط کاری شنا کرده بود!
- پیشنهاد: آدامس با طعم کروکودیل متنبه
- قیمت: به میزان کلیهی حقوقهای از دست رفته
- دستور مصرف: قبلن جهت جبران مافات، اضافه کار بایستید.
29- و همانا درنظر اینان عفاف همان چوب در جایی کردن بود..
کافیست قلم به دست گیرم! اما نمیگیرم.. نمیاد! قلم نیــــــمیــــــــااااد! قلم از دستم گریزان.. من به دنبال او روان، اما ناتوان!
رو تخت دراز میکشم و با نوک انگشت سایهم و رو دیوار ترسیم میکنم.. رنگ تازهی دیوار، مداد ِ سیاهم و میطلبه اما حسوحال امروز توان مقابله با خشم احتمالی مامان و نداره.. با نوک انگشت سایهم و رو دیوار ترسیم میکنم، سایه بهم پوزخند میزنه، با نوک انگشت من و رو تخت میکشه.. حسوحالش امروز من و به مبارزه میطلبه.. رو تخت دراز میکشم و چشمهام و از سایه میدزدم!
::
یه شرط به شروط مامانهما ؛علاوه بر خوشگل و قدبلند و پولدار و تحصیل کرده و بور و چشم سبز بودن؛ واسه عروس نمونه شدن اضافه شده.. "رانندگی بلت باشه!"
خاله با صدای بلندی که مامانهما بشنوه میگه:"بلده! تازه! دانشگاه رفته، لیسانس گرفته!"
مامان هما دماغش و جمع میکنه و میگه:" چی؟؟! شوهرکرده، طلاق گرفته؟؟!"
خاله چشمهاش و میده بالا و من به مکالمات احتمالی جاری تو ذهن مامان هما و عروس طلاق گرفته فکر میکنم!
::
روزنامه:
- خطاب به کروکودیل: نام جاوید وطن، صبح امید وطن، جلوه کن در آسمان، همچو مهر جاودان
- کروکودیل خسته: به مولا خفه نشی میام خفه ت می کنم.. مرتیکهی این ِ چیز ِ فلان فلان شده..
- توضیح صحنه: غلامبچهگان مسئوول دروازههای بهشت مشغول حفاظت از عفاف و حجاب کروکودیل خسته
::
پ-ن: دارم تو انجام کارهای احمقانه اما عاشقانه استاد میشم.. بوسیدن عکست و حس کردن لبت شده کار این روزهام.. کار روزهای دوریت..
::
پایان نامه:
امروز کروکودیل طبق معمول روزهای پیشین در آبهای بیکاری شنا کرده!
- پیشنهاد: آدامس با طعم کروکودیل سرگردان
- قیمت: به میزان یه شغل نون و آبدار
- دستور مصرف: خب کار خوب دیگه! کار توووپ
28- کروکودیل عوض میشه!
::
مامان هما آروم میاد و کنار عروس ِ خاله میشینه.. چند ثانیه با لبخند براندازش میکنه و شروع میکنه به خوندن: "این دست کجه! کی میگه کجه؟.. مادرشوور؛ با من لجه!" عروس خاله میخنده و مامان هما ادامه میده: " مادرشوهرا خوبن، این عروسا بدن! والا! ناخالن!" همه میخندن، خاله از همه بیشتر! بهش میگم:" عروسه خودشا!"؛ با سرزنش نگام میکنه:" خودم میدونم، خودمم عروس بودم خب! واسه همین میگم! عروسا نخالهن!"
دیگه من چی دارم که بگم!
::
قاطی شعرهام میگردم، انگار یه نفر دیگه گفته باشه واسم غریبن.. دوستشون دارم، خیلی بیشتر از شعری که یه نفر دیگه میتونه گفته باشه و من تو دلم بگم کاش مال من بود!
دل ِ ما پوسیده
دو، سه رَج مانده به پایان برسد..
دل ِ من خشکیده
دو، سه قطره کف ِ دل مانده فقط
.
.
.
تو بگو سبز شویم
تو بگو تازه و سرزنده شویم
دل ِ من ریشه دهد..
دو، سه پیچک به اقاقیست فقط!
پ-ن مربوطه: من از دوسه سال پیش می دونستم این دوره چی میطلبه!
::
روزنامه:
- خطاب به کروکودیل: تموم ِ دنیا یک طرف، تو یک طرف عزیزم، عزززیـــــــزم!
- کروکودیل ِ خسته: تموم ِ دنیا یک طرف، توهم همون طرف عزیزم! عزیـــزم!
- توضیح ِصحنه: کروکودیل ِ خسته در حال ِ عوض کردن مسلسلی کانالها
::
پ-ن: ترس ِ غریبی دارم این روزها.. اگه کار ِ خوب پیدا نکنم؟ اگه اونجا درست نشه؟ اگه از همه جا رونده و مونده شم؟ اگه؟ اگه؟ اگه؟ ترس ِ غریب ِ مضحکی دارم این روزها! اگه این روزها نگذرن!
::
پایان نامه:
امروز کروکودیل در آبهای راکد شنا کرده بود.
- پیشنهاد: آدامس با طعم ِکروکودیل جلبکی
- قیمت: به میزان مورد نیاز!
- دستور ِ مصرف: (دستور مصرف ندارد)
27- کروکودیل بی دندان مانند شاهزاده ی بی تاج و تخت است!
واسه همینه که میگم، به روزهای باهم بودن هرچی نزدیکتر، تحمل دوری سختتر... مشکل من نیست که بدیهیات شیرینن و تحمل دوریت تلخ!
::
افتادم رو دور دندونپزشکی رفتن.. بدمسسب وقتی شروع شد، تموم شدنش با خداس.. رو صندلی بخش جراحی لثه دراز میکشم و خودم و بغل میکنم.. تپشهای سنگین قلبم پخش میشن تو تنم؛ دستیار میاد و یه کلاه میکشه رو سرم، یه پارچه میندازه رو پیشونیم، یه پارچه رو تنم و حس بد اتاق عمل حمله میکنه بهم.. نفسهای عمیق میکشم.. صدای بابا تو گوشمه، وقتی کوچیک بودم و به دکتر میگفت:" این دختر من خیلی شجاعه! هیچوقت گریه نمیکنه پیش دکتر!" و من ازدست و پازدن میون تلاش برای حفظ آبروی بابا و روندن ترس و نفرت ناشی از بوی مطب و صدای مته و غلبه برگریههام که محتاجشون بودم، به حال ضعف میافتادم.. خودم و بغل میکنم و میشم دختر شجاع بابا که حتی وقتی همراهم نیومده دندونپزشکی، دخترش آبروش و حفظ میکنه.. حملات دکتر به دهنم شروع میشه و خون ِ که سرازیر میشه تو حلقم و صدای دکتر که با خشم میگه:" قورتش نده! میگم قورتش نده!" و من خودم و محکمتر بغل میکنم و دیگه دختر ِ شجاع بابا نیستم! اشک کل صورتم و لرز تموم تنم و میگیره و هی با خودم تکرار میکنم:" تموم شو لعنتی! تمومش کن لعنتی! تموم شو! تمومش کن! لعنتی! لعنتی!"
برای من که از جوونه زدن اولین دندون شیریم تو دندونپزشکی بودم این حس عجیب بود.. انگار داشت بهم تجاوز میشد، بهم توهین میشد، حریم شخصیم تیکه پاره میشد.. حس گندی بود.. دختر شجاع بابا با اشکهای بیاختیارش، آبروی چندین و چند سالهی بابا رو برده بود!
::
روزنامه:
- خطاب به کروکودیل: وه که چه زیبایی، گرم و دلارایی، مثل یه رویاااایییییییی...
- کروکودیل ِ خسته: این و باس واسه کلاغه بوخونی دادا!
- توضیح ِ صحنه: کروکودیل ِ خسته مشغول خوردن پنیر آمل کاله روی درخت گردوی همساده!
::
پ-ن: گرد و خاک بدی نشسته بود رو بلاگ.. پووووف... چشمام پر خاک شد!
::
پایان نامه:
امروز کروکودیل در آبهای گشنگی شنا کرده بود!
- پیشنهاد: آدامس با طعم کروکودیل مجروح!
- قیمت: به میزان یک دست دندان ردیف آسیا!
- دستور ِ مصرف: قبلن دندانها را نصب و قابل استفاده فرمایید!
26- کرو در سال ز ِر مفت مضاعف!
امسال سال من و توست.. بذار هرکی هرچی دلش میخواد بگه..
::
هیچ سیزده به دری دلگیرتر از سیزدهای نیست که افتاده باشه به جمعههای خودبهخود دلگیر! اصولن باباها استعداد زیادی تو دلگیرترتر کردن این جمعههای آلوده به سیزده دارن.. کافیه بذاری تو راه درکردن سیزده، واست "صبح جمعه با شما" بذارن گوش بدی!
::
رفتیم ورامین و سیزده رو درکردیم.. مامان هما نشسته زیر سایه و چشم دوخته به بوتههای گوجهفرنگی.. " یکی بره گوجه بچینه؛ یه نون پنیر سبزی! بخوریم.. چه حالی میده!"
::
روزنامه:
- خطاب به کروکودیل: اِ! مگه کشکه؟! شمارهت به این راحتی پخشه!
- کروکودیل ِ خسته: کشک؟! نه! رُنده! دیگه دوستان هم محبت دارن، تماس میگیرن!
- توضیح صحنه: کروکودیل خسته در حال نصب شمارهی همراه روی بیلبوردهای بزرگراه
::
پ-ن: بارالها! خودت دیگه می دونی، من زیاد حرف نمی زنم..
::
پایان نامه:
امروز کروکودیل انقد خوابش میــــاد! تن به آب نزده دیگه
- پیشنهاد: آدامس با طعم کروکودیل خوابالوده
- قیمت: به میزان یک عدد بالش پرقو و باقی مخلفات
- دستور مصرف: قبلن برای کروکودیل گونجیشک لالا رو هم نخونین، خوابیده!
25- کرو بوس بُ-کن ازم!
فرق نمیکنه تو کدوم جاده پا بذارم.. "تمام راهها به تو ختم میشوند"..
::
هیچچیز بیشتر از صحبت ِ ازدواج به مامان هما روحیه نمیده.. هیچچیز هم بیشتر از صحبت درمورد خواستگارهای مردودی ِ خالهها مایهی عذابش نیست!
"مادر! انقد سخت نگیر، مث این خالههات میشیا! خواستگار میومد واسش، چه قیــــافهای میگرفت واسه یارو، نمیشد نیگاش کرد.. همین گیتی خانوم! میخواس واسه پسرش.. حالا پسره طاس بود! خب باشه.. طاس بوده، دزد که نبوده! حالا قدش هم کوتوله بود یهکم! خب چه عیب داره! نه حالا خودش خیلی بلنده.. میگه وانت داره! خب داداش خودت هم وانت داشت! عیب داره؟"
گوشهاش سنگینه! سنگینه و نمیشه خرخرهت و پاره کنی و بگی وانت داشتنش اشکال نداشت! اما پشت ِ وانت دوتا بچه قدو نیم قد هم که داشت!
مامان هماس دیگه! هیچی بیشتر از صحبت ِ ازدواج بهش روحیه نمیده!
::
روزنامه:
- خطاب به کروکودیل: میگم بوس بکن ازم..
- کروکودیل ِ خسته: اسمم سوسنه! نه اعظم!
- توضیح ِ صحنه: کروکودیل ِ خسته با موهای سبدی درحا....
اقا کات! کات! این چه افتضاحیه؟! جمعش کن آقا! جمع کن!
::
پ-ن: پروفایل هرچی هم زور بزنه، باز جای سیصدوشصت و نمیگیره! یکی این و به جیراسل! بگه!
بازهم پ-ن: هیچکاک دار فانی و وداع گفت.
::
پایان نامه:
امروز کروکودیل عجب شنایی کرده بود!
- پیشنهاد: آدامس با طعم کروکودیل ِ موشولینا اینا
- قیمت: به میزان بلیط کنسرت ساسی مانکن.. بروبچز اگه خواستن علی پیشتاز!
- دستور مصرف: قبلن تفاوت گوشواره و دخترخاله را به کروکودیل توضیح دهید.
